راههای موفقیت۳ – شیوههای یادگیری
همه ما به یک روش یاد نمیگیریم . ما تمایل داریم روشهایی را که با آنها راحتتر هستیم انتخاب کنیم و بقیّهی روشها را کنار بگذاریم. این نکته مهم است که ما از سلیقهمان در مورد شیوه های یادگیری با خبر باشیم تا بتوانیم از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا می گیریم سازگار باشد. یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.نکته مهم آن است که بدانیم “شیوه های یادگیری” خصوصیات فردی افراد نیستند و ما همه در شرایط متفاوت شیوههای متفاوتی را به کار می گیریم. هرچند معمولاً ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح می دهیم . برای اینکه چرخهی یادگیری را کاملاً طی کنیم باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش گرفت. ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری، فرآیند یادگیری را دچار مانع می کند.شیوه های یادگیری فعالیت گرا: شما به جای اینکه به دفترچه راهنما مراجعه کنید با انجام دادن هرکاری آن را یاد میگیرید. دوست دارید خود را در بیشترین تجربهها و فعالیتهای ممکن غرق کنید. اغلب دوست دارید در گروه کار کنید تا بتوانید ایدههای بیشتری بدهید و امتحان کنید. نقطه قوت شما پذیرش فکری و شور و شوق شماست. شیوه یادگیری اهل فکر: شما عقب میایستید و مشاهده میکنید، چون دوست دارید قبل از تصمیمگیری درباره پیشروی تا آنجا که میتوانید اطلاعات جمع کنید. به جای یک بار پریدن در وسط ماجرا، ترجیح میدهید تصویر بزرگتری به دست بیاورید که شامل تجارت و دیدگاههای آدمهای دیگر باشد. نقطه قوّت شما جمعآوری اطلاعات با دقت زیاد و تحلیل آنها برای رسیدن به نتیجه است. شیوه یادگیری و نظریه پرداز:شما میخواهید تمام مشاهداتتان را با قالب نظریهها و چهارچوبها تطبیق دهید تا بتوانید ببینید چگونه یک مشاهده به مشاهدههای دیگر ربط پیدا میکند. شما سعی میکنید با پرسیدن این سئوال که چطور جور در میآید؟ آموختههای جدید را با نظریهها و چهارچوب خودتان سازگار کنید. نقطه قوت شما این است که در تلاش برای حل یک مسئله، از ربط بین قسمتهای مختلف برای داشتن یک رویکرد قدم به قدم استفاده میکنید.پراگماتیست: شما همیشه دنبال ایدههای جدید هستید تا آنها را به عمل درآورید. معیار اصلی شما برای قضاوت در مورد یک نظریه، نتیجه عملی ناشی از آن است. نقطه قوت شما هم این است که میتوایند با اعتماد به نفس ایدهی جدیدی را مطرح کنید و به مرحله عمل در آورید. انگیزه اجتماعی برای یادگیری نیازی بیرونی است و بنابراین تقسیمبندی درونی ندارد. دیدگاههای ما نسبت به یادگیریاینکه ما یادگیریمان را چگونه شروع میکنیم به دانش و مهارتهای قبلی، انگیزه ما برای یادگیری، روش یادگیری و شرایط آموزشی محیط یادگیریمان بستگی دارد. اما اساسیتر از اینها، چگونگی شروع یادگیـری در وهلهی اول ، به اینکه چه تصوری از آموزش داریم مـربـوط میشود .مارتو و سالجو(۱۹۹۷) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی را شناسایی کردهاند که اساساً در تصوری که از معنی آموزش دارند با هم متفاوتند. “یادگیری عمیق” رویکرد مطلوب آموزش عالی است. “یادگیری سطحی” در پیوند با حفظ کردن فرمولها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در رویکرد به آموزش، مورد توجه قرار داد. اولاً آدمهای متفاوتی که رویکدرهای یادگیری متفاوت دارند سرکلاس یک درس واحد مینشینند. دوم اینکه یک شخص واحد برحسب زمان یا چیزی که میگیرد رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکند. یادگیری عمیق: یادگیری عمیق متضاد یادگیری سطحی و رویکرد مطلوب آموزش عالی است. کسانی که رویکرد عمیق به یادگیری دارند مطالب جدید را با ربط دادن آنها به دانستههای قبلیشان یاد میگیرند. بعضی اوقات به این رویکرد یادگیری کلنگر گفته میشود، چون این نوع یادگیری با داشتن فهم و دیدگاه واحدی نسبت به جهان مرتبط است. کسی که رویکرد عمیق دارد به جای اینکه واقعیات را از هم جدا کند همواره در حال این سئوال است که چطور در میآید بحث بر سر چیست؟ آیا توضیح دیگری وجود دارد؟ در این یادگیری ارزشیابی بجای بازتولید حذف درسها، درگیرشدنی فعالانه با اندیشههاست.یادگیری سطحی: یادگیری سطحی گردآوری معلومات بیربط به هم مانند اسم آدمها و مکانها و تاریخ وقایع است این رویکرد یادگیری را چیزی میبیند که میتوان آن را با عقربه سوخت اندازهگیری کرد که از خالی شورع می شود . باید تا پر شدن پیش برود. این رویکرد به یادگیری اتمیستی شهرت دارد چون وقتی ما به طور سطحی یاد میگیریم میزان دانستههایمان را به شکل یک توده میبینیم نه به صورت کیف پولی که میتوان آن را روی هم گذاشت و پسانداز کرد. وقتی زمان ارزشیابی این یادگیری برسد به تکنیکهای مرور و رویههای معمولی مثل حفظ کردن نیاز پیدا میکنیم مشکل اصلی یادگیری سطحی هم وقتی بروز میکند که مجموعه اطلاعاتی که با آنها سروکار داریم بسیار گسترده شود. یادگیری استراتژیک: یادگیری استراتژیک بر تکنیکهای یادگیری تأکید دارد در این رویکرد دانشجویان یادداشتهای خود را سازماندهی میکنند و سعی میکنند معیارهای درس را پیشبینی و جوابهایشان را به آنچه معلم میخواهد نزدیکتر کنند. رویکرد استراتژیک تلاش منطقی در جهت ایجاد تعادل بین میزان تلاش برای یادگرفتن یک درس و نمره آن است. مدیریت زمان و منابع از مسایل اصلی این روش است.سه رویکرد به آموزش را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
| رویکرد | هدف از فعالیت | ویژگیهای رویکرد | با هدف |
باز هم تأکید میکنیم که مهم است درک کنیم که اینها خصوصیات فردی نیستند ما بر حسب شرایط رویکردهای مختلفی را به کار میگیریم. چالش موسسات آموزشی این است که اهداف و محتوای آموزش و سبکهای تدریس و انواع ارزشیابی را طوری طراحی کنند که آموزش عمیق را آسان سازد.تکنیک یادگیری یکبار برای همیشهاین روش یکی از قویترین روشهای یادگیری است. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینهای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعالتر و آسانتر گردد. در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره میکنیم:پیشخوانی: درس را که میخواهید بخوانید، ابتدا پیشخوانی کنید، سعی کنید برای پیشخوانی از روش زیر استفاده نمایید. نگاهی گذرا و سریع به متن بیندازید ـ نکات مهم و کلیدی را بیابید، سئوالات و تمرینهای آخر درس را مرور کنیدـ پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوهای گذرا بخوانید.سئوال سازی: در ذهن خود سئوالاتی راجع به موضوع درس بسازید برای اینکار میتوانید عناوین و تیترها را به صورت سئوال درآورید. از خود بپرسید: “راجع به این موضوع چه میدانم؟” ، ” استاد راجع به این موضوع چه چیزهایی گفت؟” و سئوالاتی از این قبیل.خواندن: متن درس را به صور کامل بخوانید در هنگام خواندن به دنبال خود ـ سئوالاتی باشید که در ذهن خود ساختهبودیدـ به سئوالات آخر درس جواب بدهیدـ زیر نکات مهم خط بکشیدـ اگر مطلبی را درست نفهمیدهاید دوباره آن را بخوانید. بازگویی و تعریف مطالب: بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید به بازگویی مطالب آن بپردازیدـ مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنیدـ در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیریتان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هرچه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده میکنید مطالب بهتر در حافظهتان جای میگیرد. مرور مطالب: بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید نوبت به مرور مطالب میرسدـ روز اوّل: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی به مدت ۱۰ دقیقه سریع مطالب را مرور کنیدـ ۲۴ ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازیدـ یک هفته بعد مطالب درسی را مرور کنید و برای مطلبی که به نظرتان سختتر است بیشتر وقت بگذارید و به همین ترتیب هرچند یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.

